b a s i r a t a f z a e i . c o m
زمان جاری سایت:
تبلیغات
قالب فارسی
  • تازه ها
  • پربازدیدترین
  • پربحث ترین
» یادداشت / بین الملل / اختصاصی

حقوق بشر یا حقوق فَشَل

توسط: سردبیر در 25 بهمن 1393, 09:32

 در حقوق اسلامی حتی حیوانات نیز دارای جایگاه رفتاری بوده و برایشان حقوقی در نظر گرفته شده است، حال چه برسد به انسانی که در مبانی اسلامی به عنوان خلیفه الله قید شده است. اما غرب در حوزه جایگاه حقوق انسان و حیوان دچار مغالطه شده و به دفعات حیوانات را در عمل، از انسان ها ارجح تر می داند.


پایگاه جامع بصیرت افزایی: «حقوق» برگرفته از حق، واجبات و تکالیف، و «بشر» نیز جمع اناس و مردمان می­ باشد. این چنین تعریفی در تمامی نگرش­ ها و متدهای مفهومی مورد تقبل است، با این وجود مشکل در فهم و استباط حقوق بشر در چه می­ تواند باشد؟ در اندیشه اسلامی انسان از حیات تا ممات هیچ ارجحیت نژادی، زبانی، قومی و سرزمینی نخواهد داشت و انسان­ ها همگی آزاد و بدون تبعیض آفریده شده­ اند. چنین نگرشی را به ظاهر در دنیای غرب نیز می­ توان مشاهده نمود و این شعر سعدی؛ (بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند) مورد پذیرش سازمان ملل متحد به عنوان مرجع قانون­گذاری غرب قرار گرفته است. با طرح این مساله که هم اسلام و هم غرب یکسان بودن انسان­ ها را در قبال قانون و حق زندگی، برابر می­ دانند، به نظر عدم وجه تمایز مفهومی در دو کلان پارادائم اسلام و غرب را دشوارتر ساخته است. مبنای تفکر غرب به دلیل تاریخچه تمدنی ضعیف و غوطه­ ور شدن در منجلاب تفکرات تعصبی و جنایتکارانه به دلیل عدم  تمسک به ارزش­ های والای انسانی-الهی، دچار تشتت فراوانی است. اما در همین مبنای تفکری ضعیف، انسان به موجودی مورد احترام و در عین حال تحول­ ساز تعریف شده است. پس نگرش در این معنا، همان تفکر اومانیستی و انسان­ محوری است که انسان به عنوان بازیگر اصلی و هم به عنوان هدف اصلی تلقی می­ شود. در نص کلام اسلام از دیرباز (و به طَبَع استمرار بعثت پیامبران الهی)، انسان به عنوان خلیفه ­الله (خلیفه و کارگزار خداوند بر روی زمین) معرفی شده و هدفش از چنین ماموریتی، قرب به ذات لایزال الهی است. در چنین تفکری انسان متمسک به اخلاقیات و ارزش­ های مسلط الهی به عنوان بازیگر اصلی، و هدف نیل به تعالی و سعادت اخروی افراد و جوامع می­ باشد. با این وجود انتظار تشابه باطنی و مبنایی در نگرش اسلام و غرب نسبت به ماهیت انسان و اجرای حقوق بشر، خطایی عامدانه است.
منشور حقوق بشر کوروش (نخستین پادشاه هخامنشی) که در سال 538 قبل از میلاد مسیح بر روی کتیبه­ ای گِلی به خط میخی حک شده بود، به عنوان نخستین سند و اندرزنامه حقوقی انسانی می­ باشد. اگرچه منشور حقوق بشر کوروش و یا برخی از یادنامه­ های انسانی او حس مشتاقانه­ ای را به مخاطب می­ دهد اما باید  توجه داشت که اسلام به عنوان دین الهی (راه و رسم زندگی از جانب پروردگار) جامعیت را در تمامی شئون زندگی به کمال رسانده است. اگرچه خداوند عزوجل هیچ­گاه انسان را از بدو آفرینش، به حال خود و بی­ سرپرست نگذاشته است و در زمان کوروش و بسیار پیش از او نیز، برگزیدگان خود را مامور به هدایت و خروج انسان­ ها از جهل و انحراف نموده بود. کوروش هرچند مردوک بزرگترین خدای بابل را می ­پرستید اما به تاسی از برخی آموزه های الهی که در زمینه ای از جامعه ایرانی تزریق شده بود، گفتارها و رفتارهایی را از خود بروز داد که موجب غرور هر ایرانی غیرتمندی است. آموزه­ هایی نظیر؛ رفتارهای انسانی با اسیران جنگی، حمایت از فقرا و رعایا، نگاه بدبینانه به برگی و چندی امثالهم، همگی از منویات پیامبران الهی بوده است. آن چیزی که ایرانیان بدان فخر فروخته و موجبات مباهاتشان را فراهم ساخته، دین مبین اسلام است که افقی بی­ نظیر برای زندگی بشر را بدون نقص و کاستی و در زمانی که بشر به زنده­ بگور کردن فرزندان و جنایات سلیقه­ ای روی آورده بود، برای بشریت به ارمغان آورد. این در حالی بود که جهان غرب تا بیش از 1000 سال پس از اسلام، در جهل و جنایت غوطه ­ور بوده است. اولین انشاء دستوری حقوق بشری در غرب از منشور کبیر انگلستان در سال 1215 شروع و به تدریج با تقلیدی بی­ قیدانه از منوال و روشی که ذکر شد شروع به خودشیفتگی در این عرصه نمود. پس از آن بود که اعلامیه درخواست حقوق انگلستان در سال 1628، اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه در سال 1789، کنوانسیون ژنو در سال 1864 در غرب خودنمایی کرد اما در حقیقت قواعدی امضاء نشده و غیرمتعهدانه به شمار می­ رفت.
با این تفاسیر انسان نسبت به حال افرادی که تا این زمان در غرب می­ زیسته­ اند، احساس دلسوزی و مشفقی خواهد داشت. از طرفی غرب تا چندی پش در عصر جاهلیت می ­زیسته و از سوی دیگر اسلام از بدو اعلام عمومی، سرشار از اخلاقیات و رهیافت­ های الهی بوده است اما همچنان دنیای غرب، اسلام را ناقض حقوق بشر معرفی می­ کند. واقعا در این­جا چه حقوقی مد نظرشان است؟ این حقوق به کدامین بشر تعلق دارد؟ همین تعدد مفهومی در باب حقوق بشر است که متولیانش را درگیر پرچالش ­ترین جنبه آن، یعنی ضمانت اجرای این قواعد ساخته است. علی­ القاعده وقتی ثبات در تعریف و دامنه بحث موجود نباشد، امکان تعیین تعهدی همه جانبه وجود نخواهد داشت و هر کس با توجه به سطح تحلیل و حفظ منافع خویش عمل خواهد نمود. اعلامیه حقوق بشر به عنوان یک پیمان بین ­المللی مطرح، در 30 ماده به تصویت مجمع عمومی سازمان ملل متحد درآمد. در هر ماده این پیمان­ نامه از حق انسانی بیان شده است اما هیچ کدام از این اصول در صحنه عمل، صحت نداشته ­اند. به این دلیل که، دولت­ ها اعضای تشکیل دهنده نظام بین ­الملل بوده و به تعداد دولت­ های مستقل، منافع ملی منحصر وجود دارد. اگر دولتی از بن­ مایه اعتقادی خود را مقید به اجرای مصالح انسانی در اولویت اول نماید و پس از آن منافع را با توجه به اخذ مصالح در نظر گیرد، هرگز عدول از اصول اخلاقی وقوع نخواهد یافت. حقوق بشر چیزی نیست که انسان­ ها آن را ترسیم نمایند چرا که انسان معیار خوبی برای تعیین و اجرای عدالت نیست. این حقوق بایستی به یکسری از اصول بی­ نقص و تغییرناپذیر الهی متصل یابد و در راستای هدایت­ پذیری و تعالی جوامع معنا پیدا کند، در این صورت منافع فرد یا گروهی در انشاء و اجرای آن دخیل و مرتبط نخواهد بود.
البته کشورهای تازه استقلال یافته و یا فاقد قانون اساسی مسلط که دولتی غیر مذهبی را در اختیار دارند به ناچار بایستی برای مشروعیت بخشیدن به زمام خویش، خود را مقید به چنین قواعد و مقرراتی بدانند هرچند صلاح کشور و مردمانش در اجرای آن لحاظ نشده باشد. این مساله که در اعلامیه حقوق بشر، یکسری از مسائل انسانی وجود داشته که در نگاه اول حس خوش­بینانه و مفرح­ بخش نسبتا خوبی به مخاطبش می دهد، امری گزاف نیست. اما چنین اصولی، قسمتی از قانون اساسی اسلامی (قرآن کریم) است که بیش از 1400 سال پیش از جانب خداوند عزوجل بر انسان­ های حقیقت­ جو نازل گشت. اِشکال غربی­ ها در منشاء حقوق است و به همین دلیل غرب صلاحیت و ظرفیت اجرای حقوق بشر را به معنای ناب کلمه نخواهد داشت. چگونه امکان دارد صلابت و حقانیت اسلام از انظار پنهان بماند در حالی­ که همین غربی­ ها (که داعیه­ ی انشاء حقوق بشر را دارند)، بیش از 600 سال در محافل آکادمیکشان، علوم دانشمندان اسلامی را تدریس می نمودند و از فقر دانش، آگاهی و اخلاق منحصر به خود دور بودند. بنابراین عدم توجه و عنایت به حقایق موجود و پیشینه مذوموم غرب نشان می­ دهد که آن­ها نمی­ خواهند پیشرفت خود را مدیون علوم اسلامی بدانند و به همین دلیل صورت مساله را با متهم ساختن اسلام و پیروانش به تمامی زمینه­ های نسخ حقوق بشری، سعی در مخدوش نمودن و محو تعالیم اسلامی دارند. حقوق بشر موجود در نظام بین­ الملل که از جانب غرب حمایت و اشاعه یافته است تنها ویترینی برای نرم ­خویی خود و تند خویی اسلام­ گرایان می­ باشد و هرگز به دنبال عملیاتی ساختن اصولی که خود آن را امضاء نموده­ اند، نخواهند بود.

پایگاه جامع بصیرت افزایی






ارسال مطلب به دوستان
انتخاب محتوای ارسالی:
عنوان مطلب
خلاصه مطلب
نام شما:
رایانامه:



برچسب ها: حقوق بشر حقوق فشل جامعه انسان اسلام غرب بصیرت افزایی

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.